احمد بن محمد ميبدى

320

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

پير طريقت گويد : اى مسكين ، نگر تا به روزگار امن و صحت و عافيت و نعمت فريفته نگردى ، و اگر روزى مراديت آيد ، از دنيا ايمن ننشينى ، كه زوال نعمت و بطش جبّارى بيشتر به وقت امن و آسايش و آرايش آيد ! چه اگر كسى در آيات قرآن تدبير كند داند كه اين بساط لهو و لعب در نوشتنى است و اين خانه‌هاى پرنقش‌ونگار گذشتنى است و اين جهانيان و جهان‌داران كه خستهء دهرند و مست شهوت ، در سفينهء خطرند و در گرداب هلاك . در جهان شاهان بسى بودند كز گردون ملك * تيرشان پروين گسل بود و سنانشان جان‌گذار بنگريد اكنون بنات‌النّعش‌وار از دست مرگ * نيزه‌هاشان شاخ شاخ و تيرهاشان تارتار يكى از بزرگان دين به بناهاى نعمان منذر برگذشت آنجا كه خورنق و سدير گفتندى ، گفت آن بناهاى عظيم ديدم ايوانهاى سر به فلك كشيده همه خراب گشته و دودى و گردى از آن برآمده ، همه بىكار و بىكس مانده ، بر ديدهء عبرت در آن مىنگريستم و مىگفتم : كجايند ساكنان تو ! چه شدند همسايگان تو ! گفت ديدم بر ديوارى نوشته‌اند : اينجا منزل كسانى بوده كه مستى عيش و كامرانى را تصور تباهى و خطرى نمىكردند ! تا آنكه از اين منزل به منزل گور رفتند و هيچ اثرى از آنها نماند ! 6 - فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ . آيه . سؤال سؤال تعنيف و تعذيب و سرزنش است . . . . وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ . آيه . سؤال تشريف و تقريب و تحسين است ، روز رستاخيز چون احوال مردم متفاوت است ازاين‌رو سؤالها هم متفنّن و مختلف است ، سؤال هركس به اندازهء روش و رويهء او است ، قومى را از كردار پرسند ، قومى را از نعمت ، قومى را از صدق و صفاوت ، قومى را از روى سياست و هيبت ، قومى را از لطف و كرامت ، كه اين سؤال از پيغمبران است . 8 - وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ . آيه . وزن اعمال به ميزان اخلاص حق است ، و وزن احوال به ميزان صدق عدل ، بيچاره و محروم كس كه عمل وى به ريا آلوده و حال وى به عجب آميخته ، كه در مقام ترازو نه آن حال را قدرى بود نه اين عمل را وزنى ، چنان كه فرمايد : كارهاى خود را وزن كنيد ، پيش از آنكه بر شما وزن كنند ، و شمار خويش برگيريد پيش از آنكه شمار شما را برگيرند و در كار خود نظر كنيد كه براى انجمن رستاخيز چه ساخته‌ايد ؟ در خبر است كه : عاقل را چهار ساعت است كه سعادت خويش در آن طلب كند و روزگار خود بدان بيارايد : ساعتى كه در آن حساب خويش كند و اعمال و افعال خويش سنجد ، و ساعتى كه او را با خداوند رازى بود ، و ساعتى كه در آن تدبير معاش خود كند ، و ساعتى كه در مناجات و بدانچه او را داده‌اند از دنيا بياسايد و خشنود باشد . پيران طريقت و ارباب معرفت گفته‌اند : ميزانها مختلف است ، نفس و روح را ميزانى است ، و قلب و عقل را ميزانى ، و معرفت و سرّ را ميزانى ، ميزان نفس و روح امر و نهى است ، و هر دو كفّهء آن كتاب و سنّت است ، ميزان قلب و عقل ثواب است و هر دو كفّهء آن وعد و وعيد است ، ميزان معرفت و سرّ رضا است و هر دو كفّهء آن فرار و طلب است ، فرار از دنيا بگريختن و در عقبى آويختن ، و طلب عقبى را نگذاشتن و مولى را خواستن و جستن ، همه چيز را تا نخواهى نجوئى و تا نجوئى نيابى و حق را تا نجوئى نيابى ، از آنست كه طالبان حق و جويندگان وجود مطلق عزيزانند ! پير طريقت گفت : خدايا اگر كسى تو را به طلب يافت ، من خود طلب از تو يافتم اگر كسى تو را به جستن يافت من بگريختن يافتم ، خدايا چون وجود تو پيش از طلب و طالب است ، طالب از آن جهت در طلب است كه بىقرارى بر او غالب است ، عجب آنست كه يافت نقد شد و طلب برنخاست ، حقّ ديده‌ور شد ، و پردهء عزّت بجا است !